تبلیغات
قانون - بررسی و تحلیل مدل چالمرز جانسون برای انقلاب ها

بررسی و تحلیل مدل چالمرز جانسون برای انقلاب ها

نویسنده :mohammad baghaei
تاریخ:یکشنبه 10 خرداد 1394-04:56 ب.ظ

نوشته شده توسط دکتر مرتضی اشرافی

تا پیش از انقلاب اسلامی ایران، دیدگاه علمی غالب در زمینه­ ی انقلاب این بود که دستیابی به توسعه، با سکولاریزه شدن فرهنگی همراه است؛ این در حالی بود که انقلابی در ایران شکل گرفت که خود در واکنش به سکولاریزه ­شدن جامعه به ­وقوع پیوسته و خواهان برپایی دولتی بر مبانی دینی بود. از این­رو انقلاب اسلامی با ماهیت کاملا دینی خود، اعتبار چنین نظریه ­هایی را خدشه­ دار کرد.
این انقلاب، ایدئولوژی انقلابی جدیدی را که شامل نقاط مثبت سایر ایدئولوژی‌های انقلابی معاصر بود، در چارچوب حکومت دینی در دنیای مادی­ گرای معاصر مطرح كرد و بدین­ گونه، صاحب­ نظران پدیده ­ی انقلاب، دولت­ ها و نخبگان سیاسی را غافلگیر نمود. در واقع، آنها تصور وقوع چنین انقلابی با این ماهیت و ایدئولوژی را نداشته؛ آن­ هم در دنیایی که غالبا انقلاب ­های مارکسیستی یا لیبرال مسلک در آن روی می­داد.
یكی از نظریه­ هایی كه در مكتب كاركردی درباره­ ی انقلاب عرضه شده است، نظریه­ ی چالمرز جانسون است. به ­نظر وی انقلاب را می­بایست در زمینه­ ی سیستم ­های اجتماعی مطالعه كرد و اساسا جامعه­ شناسی ثبات پیش از جامعه­ شناسی انقلاب می­ آید. در درون یك سیستم اجتماعی متعادل ممكن است تغییراتی پدید آید و در نتیجه­ ی تعادل سیستم به هم بخورد.

تغییر اساسا 4 منبع دارد:

1.      منابع خارجی تغییر در ارزش­ ها، مانند ورود عقاید و ایدئولوژی­ های خارجی به درون جامعه متعادل؛
2.      منابع داخلی تغییر در ارزش ­ها، مثل پیدایش عقاید و یا مصلحان در درون نظام؛
3.      منابع خارجی تغییر در محیط، مانند تاثیری كه انقلاب صنعتی بر جوامع گوناگون گذاشت؛
4.      منابع داخلی تغییر در محیط، مانند رشد جمعیت و یا پیدایش گروه­ های جدید.[1]
به ­نظر چالمرز جانسون، این تغییرات ممكن است از طریق اعطای امتیازات و یا پذیرش تحولات، كنترل شوند و در نتیجه تعادل میان محیط و ارزش­ها اعاده شود. اما اگر چنین كنترلی به عمل نیاید، وضعیتی پیش می ­آید كه وی آن را اختلالات چندگانه می­ نامد. در این وضعیت كه جامعه به­ خودی خود متعادل نیست، گروه حاكم می­ بایست به اعمال زور برای حفظ انسجام جامعه متوسل شود. نتیجه ­ی چنین سیاستی، اتلاف منابع قدرت به وسیله ­ی رژیم است كه به ­علاوه، موجب از دست رفتن مشروعیت سیاسی دستگاه قدرت می­ شود. بدین ترتیب گروه حاكمه­ ی سرسختی كه زیر بار پذیرفتن دگرگونی­ های نو نمی­ رود، با وضعیتی انقلابی مواجه می­ شود كه شامل اختلالات چند­جانبه، اتلاف منابع قدرت و خدشه در مشروعیت است. بنابراین از نظر ساختاری و یا كاركردی، این وضعیت شرایط لازم برای وقوع انقلاب را فراهم می­ كند. اما شرط كافی برای وقوع انقلاب ناتوانی گروه حاكم در كاربرد وسایل زور و سركوب است. با ذكر این شرط، جانسون به نظریه­ ی سیاسی یا رئالیستی انقلاب نزدیك می­ شود؛ اما اساسا به ­نظر او انقلاب و تحول ساختاری، نتیجه ناهماهنگی میان ارزش­ها و محیط است.­[2]
نظریه­ ی چالمرز جانسون
در نظریه ­ی جانسون جوامع نظام­ های خود تنظیم­ شونده دارند، مثل بدن انسان، و عدم تعادل در جوامع شرط لازم وقوع انقلاب است. به ­نظر او منبع اصلی عدم تعادل ناهم­خوانی بین ارزش ­های فرهنگی جامعه با نظام اقتصادی جامعه است، در چنین شرایطی، بسیاری از مردم سردرگم می شوند و آماده ­اند به رهبران جدیدی که وعده ­ی دگرگونی اجتماعی می­ دهند روی آورند و به ­تدریج حاکمان حمایت مردم را از دست می­ دهند و چنانچه حاکمان سیاست­ هایی را اتخاذ نکنند که تعادل را به جامعه باز گردانند، انقلاب رخ می­ دهد. و در این مرحله، چنانچه حکومت از هم ­فکری نخبگان استفاده نکرده و از نیروی نظامی برای سرکوب اعتراضات استفاده کند، در کوتاه­ مدت تعادل را بازمی­ گرداند، اما در درازمدت انقلاب مردمی پیروز می­ شود.[3]
این نظریه، روند امور در جامعه را ماهیتا مبتنی­ بر رضایت و نه تضاد می­داند. جانسون بر این باور است كه تغییر و تحول یك امر طبیعی است و لزوما انقلابی نیست. یكی از ویژگی­ های اساسی سیستم اجتماعی، وجود ساخت ارزشی خاصی است كه اعضای جامعه بر آن توافق دارند. ارزش­ها برای سازمان­دادن به نظام تقسیم كار اجتماعی ضرورت دارند، زیرا با بهره­برداری از آنها نیاز به استفاده از زور برای انتصاب هر فردی به وضیفه ­ای تعیین­شده منتهی می­ گردد.­[4] بر اساس این دیدگاه انقلاب در اثر سه عامل متوالی به ­وقوع می­ پیوندد:
1. عدم تعادل: در این وضعیت، هرگاه عاملی باعث شود که حاکمان انحصار خودسر ابزار خشونت را از دست بدهند، بروز انقلاب حتمی است؛ انقلاب زمانی پیش می‌آید که انحصار دولت بر ابزار اعمال زور مورد پرسش قرار گیرد و تا زمانی که به ­نحوی، این انحصار مجددا مستقر نشود، انقلاب ادامه خواهد داشت. عامل نهایی انقلاب، وقتی بروز می‌نماید که حاکمان به­ طور کامل مشروعیت خود را از دست بدهند.[5]
2. ناسازگاری نخبگان حکومتی: وقتی نظام اجتماعی از تعادل خارج شد و در بحران­های داخلی نمود بیشتری پیدا کرد، نحوه­ ی رفتار رهبران سیاسی اهمیت می­ یابد. این رفتار طیفی از انعطاف­ پذیری به ­معنای تحقق شرط دوم­، برای وقوع انقلاب است.[6]
3. عوامل شتاب­زا: این عوامل با گسستن استحکام نیرو­های نظامی و تاثیر بر انضباط، فرماندهی و وفاداری نظامیان، باعث تزلزل آنها می ­شوند و این پندار را در میان مخالفان ایجاد می­ کنند که شانس پیروزی بر نیرو­های مسلح را به­دست آورده ­اند.[7]
نسبت نظریه­ی جانسون و انقلاب اسلامی
از نظر جانسون، مدرنیزه ­كردن جامعه و ورود فناوری جدید، تحولات سریعی به­ بار­ ­­می ­آورد كه باعث ورود ارزش ­های جدید نامتناسب با نظام اجتماعی­ و عدم توجه دولت به ارزش ­های جدید حاكم شده، هم­چنین موجب از دست­ دادن مشروعیت نظام می­گردد كه ناهماهنگی غیر كاركردی نیز به ­وجود می ­آورد. حال اگر یك رهبر قوی و یا یك سازمان نظامی انقلابی وجود داشته باشد و یا بر اثر شرایطی ارتش دچار شكست و یا تضعیف روحیه شده باشد، وقوع انقلاب در این جامعه اجتناب­ ناپذیر است.
با توجه به ­نظر جانسون می­ توان گفت، جامعه در شرف انقلاب اسلامی به­ صورتی مصنوعی و ناقص تحت مدرنیزه ­شدن قرار گرفته و فناوری جدید و مدرن وارداتی موجبات تحولات سریع در برخی از ابعاد جامعه شده كه با خود ارزش‌های جدید نامتناسب با نظام اجتماعی و مغایر با ارزش­ های سنتی آورده بود. حكومت نیز سرمست از تحولات صوری و نضج ارزش ­های جدید در بین قشر نوكیسه و بی ­توجهی عمدی به ارزش­های سنتی جامعه، مشروعیت خود را از دست داد كه این موجب نوعی ناهماهنگی و عدم كاركرد مناسب بسیاری از پدیده­ های اجتماعی شد.
در این هنگام وجود یك رهبری قوی­ -امام خمینی(ره)- و وجود یك مردم انقلابی در درجه­ ی اول، وجود یك سازمان شبه نظامی انقلابی­ (رقیق) در درجه­ ی دوم و ارتشی كه ریشه­ ی مردمی داشت و از آنها جدا نبود، دست به اقدام زنند، فرآیند انقلاب اجتناب­ ناپذیر بود و سیل بنیان­كن انقلاب همه‌ی آن دست اوردهای رژیم استبدادی را از بین برد. به ­این ترتیب مدرنیزه­ كردن صوری جامعه توسط رژیم شاه، ناهماهنگی ایجاد كرد و این ناهماهنگی خود به­ عنوان یكی از عوامل به­وجود آورنده­ ی انقلاب اسلامی در ایران شد.[8]
جمع ­بندی
تجزیه­ ی مدل جانسون از تحول انقلابی چنین به ذهن متبادر می ­سازد که گویا به باور کارکردگرایان، اگر جامعه­ ای تا بدان حد دچار مشکلات است که ارزش­ های اجتماعی، قدرت توجیه دگرگونی­ های محیط را ندارند (یا بر عکس) و نخبگان سیاسی هم تمایلی به ­ایجاد تغییرات ضروری برای هماهنگ ساختن مجدد ارزش ­ها و محیط ندارند، وقوع انقلاب امری محتمل است.
با این بیان می­توان گفت که مدل یاد شده دچار مشکلات جدی بسیاری در زمینه ­ی تعریف­ هاست، زیرا انقلاب در واقع به­ هر­گونه تلاش برای براندازی حکومت موجود اشاره دارد. سلسله وقایعی که این مدل وقوع آنها را در روند انقلاب ضروری می­ داند از لحاظ تجربی ناکافی به نظر می ­رسد. [9]
بنابراین جانسون چندان توجهی به اندیشه­ هایی که انقلابیون دنبال می ­کنند ندارد. و همچنین نظریه ­ی جانسون قادر به توضیح این مطلب نیست که چرا انقلاب فقط در دوران مدرن معمول شده است و پیش از این عملا انقلاب مفهومی ناشناخته بود.


[1] . جانسون، چالمرز؛ تحول انقلابی، ترجمه­ی حمید الیاسی، تهران، امیركبیر، ۱۳۶۳، ص 31
[2] . محمدی، منوجهر؛ تحلیلی بر انقلاب اسلامی ایران، تهران، انتشارات امیرکبیر، چاپ سوم، 1370، ص 88
[3] . یحیوی، محمد­رضا؛ تئوری­های انقلاب و انقلاب ایران، تهران، نشر محیا، 1366، صص 43 الی 49
[4] . لطفی، مهرعلی؛ گذری بر رویدادهای معاصر ایران و پیدایش انقلاب اسلامی، قم، پرهیزگار، 1379، ص 157
[5] . جمعی از نویسندگان؛ انقلاب اسلامی، تهران، دفتر نشر معارف­، 1387، ص 41
[6] . همان­، ص 42
[7] . توحیدیان، صالح؛ نظریه­ی چالمرز جانسون درباره­ی انقلاب­ها، تهران، مرکز مطالعات شرق­شناسی، 1370، ص 215
[8] . عمید زنجانی، عباسعلی؛ انقلاب اسلامی و ریشه­های آن، تهران، انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ دوم، 1368، ص 572
[9] . کوهن، استانفورد؛ تئوری­های انقلاب، ترجمه­ی علیرضا طیب، تهران، نشر قومس، 1387، ص 181


نوع مطلب : دکتر مرتضی اشرافی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر




Admin Logo
themebox Logo
















دریافت کد
 لوگوی سایت مراجع معظم تقلید